ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
31
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى )
داشت و شلوار وشى سياه رنگها با زر و تاج آسمانرنگ ، بر تخت نشسته و بر تيغ تكيه زده . فيروز - پسر يزدگرد بن بهرام گور بود . پيراهن سرخ نگاشته است و شلوار آسمانگون به زروشى كرده ، و تاج هم بدين رنگ ، بر تخت نشسته ، نيزه اندر دست گرفته . بلاش - پسر فيروز بود . پيراهن سرخ داشت و شلوار سرخ با سياهى و سپيدى به هم آميخته ، و تاج آسمانگون ، ايستاده نيزه در دست گرفته . قباد - پسر همين فيروز بود ، و پارسيان او را كواد بريزاينريش * گفتندى ، و اندر روزگار او برادرش جاماسب را بنشاندند اندكى ، و باز پادشاهى به وى باز رسيد . و بيرون از نوشروان او را پسرى بود ، قارن نام ، كه پادشاهى طبرستان و آن حدود او را بود . و پيراهن قباد آسمانگون بود ، به سياهى و سپيدى آميخته و شلوار سرخ ، و تاج سبز و بر تخت نشسته و به تيغ فراخميده . كسرى نوشروان - پسر قباد بود ، پادشاهى با عدل . و پارسيان او را نوشين روان خوانند ، و مادرش دختر دهقانى بود از حدّ اصفهان - و اهواز نيز گويند . و او را به لقب فدشخوارگر شاه گفتندى به روزگار پدرش ، زيرا كه او پادشاه طبرستان بود ؛ و فدشخوار نام كوه و دشت باشد و گر نام پشتهها . پيراهن او سپيد بود به رنگها آميخته و وشى كرده و شلوار آسمانرنگ ، بر تخت نشسته و بر شمشير فرا خميده . هرمزد - پسر نوشروان بود ، و مادرش ترك بود ، دختر خاقان . پيراهن وشى سرخ داشت و شلوار آسمانگون بود با تاج سبز ، بر تخت نشسته ، به دست راست اندر گرزى داشت و چپ بر قبضهى تيغ نهاده . كسرى پرويز - پسر هرمزد نوشروان بود . پارسيان او را خسروا پرويز خواندندى ، يعنى بخشنده چون ابر . پيراهن مورد وشى داشت و شلوار آسمانگون و تاج سرخ ، نيزه در دست . شيرويه - پسر كسرى پرويز بود از مريم ، دختر قيصر موريقيس ، ملك روم ، و شيروى هم گويند ، و اصل نام قباد بود . و چون پادشاه گشت پدر را بكشت و هجده برادر را بفرمود كشتن از بزرگان و عاقلان شايستهى پادشاهى ؛ و نام ايشان : شهريار ، مردانشاه ، كورانشاه ، فيروزانشاه ، اپرودشاه ، زرابرود ، شادمان ،